ingrained, blended (in)
ingrained
blended
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آنها سالاد عجینشده با سبزیجات مختلف را دوست داشتند.
They enjoyed a blended salad with various vegetables.
این سنت در فرهنگ جامعه عجینشده است.
The tradition is ingrained in the culture of the community.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «عجینشده» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/عجینشده